مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
55
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
مىكند كه گفت : مردم به چادرهاى ما ريختند ، من كه كودكى خردسال بودم دو خلخال طلا به پا داشتم مردى آمد و در حالى كه گريه مىكرد خلخالها را از پايم مىكند ! گفتم : اى دشمن خدا ، چرا گريه مىكنى ؟ گفت : چطور گريه نكنم و حال آنكه دختر رسول خدا ( ص ) را غارت مىكنم ! گفتم : غارتم مكن . گفت : بيم آن دارم كه ديگرى بيايد و آنها را بگيرد ! آنها هر چه در خيمهها بود غارت كردند ، تا آنجا كه روپوشهاى ما را نيز مىكندند ! » . « 1 »
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق ، ص 139 - 140 مجلس 31 ، حديث شماره 2 ، نيز ر . ك . ترجمة الامام الحسين ( ع ) از بخش چاپ نشدهء طبقات الكبير ، ابن سعد ، ص 78 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 303 .